گورستان سرد

DEAD owl!

حالا که بیش از هر وقت دیگر یا شاید مثل همیشه دوستدارم که پیشم باشی یا بهتر بگویم احتیاج دارم به بودنت

حالا که من این غرور لعنتی را کنار گذاشتم و بلند می گویم که می خواهم کنارم باشی...میخواهم بمانی

حالا که بیش از هر وقت دیگر نحیف شدم وبیش از هر زمان دیگر خسته

حالا که زودتر از همیشه حالم بد می شود و این سردرد همیشگی بیش از همیشه و همه کس همراهم هست

حالا

حالا که تنها چیزی که می خواهم اندکی امیدواریست

حالا که بیش از هر زمان دیگر به دستان مردانه ات احتیاج دارم

حالا که می خواهم در آغوشت باشم بی هیچ اعبایی از نگاه دیگران و سرزنش ها

حالا که من ماندم و مرگ تدریجی

تو می روی با سایه سیاه بلندت

من می مانم تنها تو ی همان پارک همیشگی...روی همان نیمکت 

 

چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ time 2:44 PM < Eli >|



مطالب پيشين
»
» به سال 1381
» من نشستمو لبخند میزنم....
» سکانس اخر
» فکر جذامی
» باران
» زمستان
» زمستان
» به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
» هم بازی

Design By : Pars Skin