گورستان سرد

DEAD owl!

من این جا را دوست ندارم نه این جا نه هیچ جای دیگر....

گاه فکر می کنم اشتباهی  رخ داده است که من این جا هستم ....این جا یا هر جای دیگر

گاهی میان زندگی گم می شوم ...گاهی در مرداب حقیقت غرق!

لعنت به این لجن راز سرد...که حتی  قبرمان هم میان همین حقیقت تلخ است

من این جا را دوست ندارم ....نه این جا ...نه هیچ جای دیگر

جمعه ۶ اسفند ۱۳۸۹ time 1:40 PM < Eli >|


به مادرم گفتم دیگر تمام شد...

باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم....

همیشه پیش از آن که فکر کنی اتفاق می افتد...

پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۹ time 11:10 PM < Eli >|



مطالب پيشين
»
» به سال 1381
» من نشستمو لبخند میزنم....
» سکانس اخر
» فکر جذامی
» باران
» زمستان
» زمستان
» به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
» هم بازی

Design By : Pars Skin