گورستان سرد

DEAD owl!

امشب باز هم ستاره ها را تیک میزنم

میدانم در دلت به من ساده می خندی شاید اگر بودی دزدکی نگاهم می کردی تا خنده ی چشمان و تمسخرت را نبینم.

امشب باز هم ستاره ها را تیک می زنم

می ترسم ری را...می ترسم که این آشنایان قدیمی گم شوند! می ترسم تنها همراهان شب های بی  تو دیگر نباشند

می ترسم

می ترسم ری رای من

وقتی تو نیستی و امیدی به آمدنت نیست... روزی های زیادیست که تنها صدای خنده های بی مهابایت در گوشم می پیچد و من

تنها...بی تو...روی پشت بام خانه...با سیگاری در دستانم

مثل هر شب بی تو...با ستاره هایم بودن هایت را تیک میزنم

ری را بین خودمان باشد با ستاره ها قرار گذاشتم هر شب زمانی که بودنت را تیک می زنم آن قدر بدرخشند که نبودن هایت محو شود در درخشش مست کنندشان

اما...

من هر شب از پی رسیدن به تو به پشت بام می روم و ستارگان را می بویم و می شمارم با سیگارم که مثل همیشه نکشیده خاکستر می شود روی دستانم.

می دانم هنوز هم به حالم می خندی

می دانستم روزی می رسد که من می مانم ...خنده هایت...و ستارهای درخشان بودنت

و تو جایی دیگر...شاید باز هم می خندی به  کسی و ستاره هایش که بودنت را تیک میزند و شاید مثل من سیگاری در دست داشته باشد که هیچ گاه نکشیده است

دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ time 2:24 PM < Eli >|


سهم من

آسمانی ست

که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد

شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ time 10:47 PM < Eli >|



مطالب پيشين
»
» به سال 1381
» من نشستمو لبخند میزنم....
» سکانس اخر
» فکر جذامی
» باران
» زمستان
» زمستان
» به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
» هم بازی

Design By : Pars Skin