گورستان سرد

DEAD owl!

نمیخوام باور کنم که نیستی

 

این یازده سال هم باور نکردم

 

 اون سنگ قبر لعنتی ، یک شوخیه بی مزه ست که یازده سالِ ازارم می دهد

 ....

میدانم هستی... روی همان صندلی تاشو همیشگی ات توی آن کوچه پر از خاطره

 

 میدانم هنوز از قنادی سر کوچه، بستنی سنتی که خیلی دوست داری میخری

 

 پاشو آقاجون

 

 پاشو  بیا و به همه بگو که این یازده سال خواب بوده

 ...

بگو آن شب لعنتی رو پای دایی جون ما را برای همیشه تنها نگذاشتی


...

آقاجون بیا و بگو که همه ی این ها از روز مکه رفتن مادر جون یک بازی بوده


یه بازی تلخِ طولانی...

سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ time 5:5 PM < Eli >|



مطالب پيشين
»
» به سال 1381
» من نشستمو لبخند میزنم....
» سکانس اخر
» فکر جذامی
» باران
» زمستان
» زمستان
» به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
» هم بازی

Design By : Pars Skin