DEAD owl!
معلم ریاضی: شما به عنوان دانش اموزان ریاضی نباید این جوری کنید من تو دلم :کاش هیچ وقت دانش آموز ریاضی نمی شدم همه بچه ها حرفشو تکرار می کنن ما به عنوان دانش آموزان ... من تو دلم : این یکی واقعا دیوونس همه بچه ها :خانممممممم کسی حرف نمی زنه معلم هندسه: اگه اینو ننویسید نمره کم می کنم من توی دلم:اگه اینو جلوی چشمم بندازن توی آتیش هم نمی رم نجاتش بدم همه بچه ها :ما اینم نوشتیم نمره ندادی معلم زبان فارسی: این سوال امتیازی واسه عیدتون من توی دلم :معلمی که می ه بهش اعتماد کرد آدم خوبیه همه بچه ها :ممممرررررسی خانم بازم به شما معلم فیزیک: کی میاد این مسئله حل کنه من توی دلم : الان می تونم حل کنم سر امتحان همینو بدن نمی تونم حلش کنم همه بچه ها : خانم فصل 2 خیلی سخت بود معلم ورزش: لباساتونو بپوشید بریم حیاط من توی دلم : نمی دونم چرا ازش خوشم نمیاد همه بچه ها :( حرفای خاله زنکی ) خانم بسه گرم شدیم معلم دینی : سلام بچه ها (تکه کلام نداره) من توی دلم :تنها معلمی که با دیدنش آرامش می گیرم تنها کسی که این درسو برام جذاب کرد همه بچه ها : خانم پایین کار داشتن نتونستیم بریم پایین معلم زبان: های، ها ار یو؟ (انگلیسی) من تو دلم :زنگ زبان خیلی خوش می گذره همه بچه ها : خدا رو شکر امروز 4 زنگ ریاضی نداریم معلم آمادگی دفاعی :خانم فلانی درس بپرسم یا هفته دیگه ؟ من توی دلم: عاشق بخش راه یابی ام همه بچه ها :اینا به چه درد می خوره؟ معلم شیمی :چند تا تمرین می دم توی خونه حل کنید من توی دلم :المیرا بمیری چرا سر شیمی اینقدر خوابت می گیره مگه لالا یی می گه؟ همه بچه ها: خانم بسه به اون مکه ای که رفتی بسه جان بچه ات بسسسسسسسسسسسه معلم عربی:رایت ، جاء، سلمت الی ( مثال همیشگی) من توی دلم :چی میگی ؟، چه خبره ؟ همه بچه ها :چی شد خانم نفهمیدیم چه می گید؟ معلم جغرافی :اون کولره صدا می ره اون کلاس ،بدو وقت ندارم سریع جوان بده 2 دقیقه هم دو دقیقس من توی دلم :همه چی از سرم میپره وای چه قدر استرس بهم میده ازت متنفرم همه بچه ها : هیچی نمی تونن بگن معلم پرورشی:تحقیق این ترمتون ... من توی دلم:تکی انجام می دم راحت تره همه بچه ها: ننننننننننننننه تحقیق نههههه معلم پرورشی: برو ببین اون کامپیوتره چشه من بلند: خانم دات کام ندارین ؟ زندگی من در سکوت لحظه ها می گذرد بی هیچ حرفی بی هیچ تغییری بی هیچ ذوقی ... برای رسیدن به من کافیست یه قدم از تنهایی عقب بایید ری را آنقدر پشت پنجره های غبار گرفته ی اتاقش به انتظار نشست که دیگر چشمانت نه پاکی آسمان را به یاد دارد نه قیافه ی خسته و گرفته ی خودش را مدت هاست که از درد تنهایی در تخت سرم به خودم می پیچم و منتظر گرمای یک پتوی ابریشمی ام مدت هایست که تنها انتظار می کشم و خسته از خستگی خودم آروم می گیرم
معلم ادبیات: چه قدر حرف می زنید(کلاس تو سکوت کامل) تو اصلا اعصاب نداری(من )
| Design By : Pars Skin |

