گورستان سرد

DEAD owl!

من مطمئنم هیچ وگاه ....هیچ گاه حسرت این روز های جبرآلود را نمی خورم.....
کاش 17 سالگی چند سال بعد می آمد.....آن وقت با تمام وجود در آغوشش می گرفتم و لذت می بردم.....
 حالا مجبورم..... مجبوریم.....و من بدم می آید از این همه جبر....از این همه تحمل و فکر کردن به احتمال روز های خوب
چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۹ time 12:39 AM < Eli >|



مطالب پيشين
»
» به سال 1381
» من نشستمو لبخند میزنم....
» سکانس اخر
» فکر جذامی
» باران
» زمستان
» زمستان
» به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
» هم بازی

Design By : Pars Skin